سفارش تبلیغ
صبا ویژن
[ و بر مزار رسول خدا ( ص ) ، هنگام به خاک سپردن او گفت : ] شکیبایى نیکوست جز در از دست دادنت ، و بى تابى ناپسند است مگر بر مردنت . مصیبت تو سترگ است و مصیبتهاى پیش و پس خرد ، نه بزرگ . [نهج البلاغه]
کل بازدیدها:----640411---
بازدید امروز: ----37-----
بازدید دیروز: ----88-----
خاطرات یک زندگی عاشقانه

 

نویسنده: بیابان گرد/درین مقام مجازی بجز پیاله مگیر
یکشنبه 86/9/11 ساعت 12:4 عصر

سلام

من دختر نق نقویی بودم خیلی

دیشب رامینو خیلی خیلی اذیت کردم

یه عالمه بهش نق زدم آخه شماها که نمی دونید چی شده

تمام کامپیوترهای شرکتشون ویروسی شده اونوقت ایشون باید می مونده شرکت و این در حالیه که تولد خواهرم جمعه شب بود من به خاطر اون و اینکه خالش تازه اومده بود تهران ،مهمونی گرفتم و تولد خواهرمو به شنبه شب موکول کردیم اونوقت چی شد؟؟؟؟

رامین موند شرکت و فکر می کنید کی اومد خونه؟؟؟؟

11 شب

من بیچاره مظلوم نق نقو مجبور شدم خودم تنها برم خونه مامان اینا و کادومونو بدم، با چشمانی شرمسار از نبود رامینی

ولی خدایی نبودش عمدی نبود ولی من کلی نق نق و نق نق زدمتا ساعت 12 ، یه کم هم اشک ریختم

و البته صبح موقع اومدم سرکار اونم با اتوبوس از دلش در آوردم(گفتم که ماشین فروخته شد)

و حالا میخوام همین جا بهش بگم که ببخشید که اینقدر نق زدم .

برای رامین :

ببخشید که وقتی خسته بودی من بدون توجه به خستگیت کلی گله گزاری کردم از نبودنت

و اینکه کاری نکردم خستگیت کم بشه

و کلی هم با اون خستگی مجبور شدی ناز منو بکشی که خانومی دست خودمم نبود

 رامین جان، خانوم نق نقو و حساستو ببخش

اگه یه وقت دیدی که من نق میزنم بهت بگم برای اینه که زیادی دوستت دارم و نبودنت خیلی برام سخته

و اونقدر به حضورت احتیاج دارم که وقتی نیستی مثل بچه ها بهونه گیر میشم

ازت ممنونم که اونقدر خوب هستی که نق نق های منو ببخشی و باز اونقدر خوب هستی که من به هیچ وجه نبودنت را نمیتونم تحمل کنم

 



  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • درباره من

  • لوگوی وبلاگ

  • فهرست موضوعی یادداشت ها

  • مطالب بایگانی شده

  • لوگوی دوستان من

  • اوقات شرعی

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعیت من در یاهو

  •